به بهانه یادداشت کوتاه دکتر محمدجواد ظریف در آستانه ۱۴ خرداد ۱۴۰۲

دو روز قبل (۱۳ خرداد ۱۴۰۲) یعنی در آستانه سالگرد رحلت بنیانگذار انقلاب اسلامی ایران، دکتر محمد جواد ظریف، متنی را در صفحه خودشان در اینستاگرام منتشر کردند که بسیار مهم و قابل توجه و دقت است.فارغ از محتوای بسیار مهم، زمان انتشار هم مهم است. چون ظریف یک سیاستمدار آشنا با رسانه است و انتخاب سالگرد امام برای انتشار متنی که شاید بتوان آن را امتداد گفتگوی معروف و جنجالی او با سعید لیلاز درباره دوگانه میدان و دیپلماسی دانست، اتفاقی نیست و می توان آن را یک رفتار و کنش سیاسی معنادار قلمداد کرد.

🔺اما آنچه از همه مهمتر است این است که جامعه ایرانی به شدت به این جنس از سخن گفتن و گفتارهایی اینچنین برای شکل‌گیری گفتگو نیاز دارد. متن دکتر ظریف بدون درنظر گرفتن سویه های سیاسی آن، دارای نکات بسیار مهمی برای گفتگو درباره ایران و وضعیت گذشته، حال و آینده آن است. متنی که در آن به تاریخ ۷۵ ساله برنامه ریزی در ایران اشاره شده و وضعیت ایران را نه در مقیاس ده سال و چهل سال بلکه از ۲۰۰ سال قبل تا الان تحلیل می کند. تمام این موارد، متن دکتر ظریف را ارزشمند می سازد و هر چقدر که با آن هم نظر نباشیم، نمی توانیم از اهمیت آن بکاهیم.

🔺به دلیل همین اهمیت اجازه دهید نکات دکتر ظریف با دقت لیست کنیم▪️نکته اول؛ متن با انتقاد و گله تلخ ظریف از خودمان یعنی از مردم ایران شروع می شود. چیزی که در آن مصاحبه قبلی هم تا حدودی حس می¬شد و ظریف در ادامه هم بر این نکته تاکید می کند که این انتخاب غلط بین آرزوگرایی و آرمان خواهی و انتخاب نکردن واقع گرایی فقط ویژه مردم عوام نیست و نخبگان ایرانی هم دچار چنین عارضه ای در طول تاریخ ایران بوده و احتمالا همچنان هستند.▪️نکته دوم؛ جمع‌بندی مهم درباره سیاست در ایران پانصد سال گذشته به ویژه در زمینه سیاست خارجی است و آن هم اینکه ما زمانی قلمرویی گسترده داشتیم و الان در سودای تصرف دوباره آن هستیم و اغلب نمی توانیم فاصله این آرزو و هدف را با واقعیت و امکاناتمان درک کنیم. یعنی رویای فتح دوباره قله و رسیدن به ایران بزرگ و قوی سبب شکل گیری آرزویی در ذهن ایرانیان شده است که فاصله این آرزو تا واقعیت های ما و امکاناتمان، سبب بروز مشکلات متعدد شده است.▪️نکته سوم؛ هم بسط نکته دوم است؛ به شکلی که ظریف بیان می کند که ما در طول تاریخ، اهدافمان را بر اساس آرزوهایمان چیده ایم و به توانایی هایمان توجهی نکرده ایم و این یک گرایش تاریخی است و در طول ۷۵ سال برنامه ریزی توسعه از پهلوی تا جمهوری اسلامی هم ادامه داشته و اختصاص به یک نظام سیاسی هم ندارد و ویژگی ملت ایران است. همین ویژگی هم باعث شده که در طول تاریخ خود، سیاستمدارانی که تلاش کردند از خسارات ناشی از همین حرکات آرزومندانه بکاهند را سازشکار و خائن نامیدیم.

🔺در نهایت هم دکتر ظریف از ایده مطلوب خود می گوید و آن را کنشگری مرزی می نامند. مسیری که چشم به آرمانها دارد و استوار بر توانایی هاست. گفتار و سخنی که به نظر می رسد قصد دارد از مفهوم سازش در بستر تدبیر و امید و عقلانیت، اعاده حیثیت کند و در برابر مفاهیم انقلابی گری، مرد میدان، مقاومت، تحول و …یک دوگانه جدی را امتداد دهد.

🔺در بخش اول بیشتر روی سه نکته اصلی متن دکتر ظریف تمرکز کردیم و حالا به محتوای مطالب ایشان خواهیم پرداخت.۱. چندی قبل دکتر رنانی هم متنی منتشر کردند و در آن متن از بی آیندگی ما ایرانیان گفتند. دکتر ظریف هم در این متن، تصویر ما ایرانیان درباره آینده را به آرزوی محال و دور از دسترس و تخیلی نزدیک کردند. اما نکته اینجاست که ما ایرانیان نه مانند آنچه دکتر رنانی گفته بی آینده هستیم و نه مانند آنچه دکتر ظریف بیان کرده، متوهم! بلکه مشکل اصلی این است که ما ایرانیان آینده‌های متفاوتی داریم و هنوز بر سر یک تصویر از آینده به توافق نرسیدیم. حداقل سه تصویر پرقدرت از آینده در ایران امروز هست که هر سه نخبگان و هواداران عمومی دارند.
🔺 آینده اول؛ آینده است که دوست دارد ایران بخشی از جهان امروز باشد و به درجه و رتبه کشورهایی مانند ژاپن و آلمان برسد و بتواند یک نمونه از توسعه ایرانی شده را تجربه کند. در این نگاه، دین امری فردی و کشور به صورت سکولار و دموکراتیک و با بازگشت و رهبری نخبگان متعدد ایرانی که در نقاط مختلف جهان پراکنده هستند اداره خواهد شد و در طول کمتر از یک ربع قرن، به سطح کیفی زندگی قابل قبولی بر اساس استانداردهای جهانی خواهد رسید.
🔺آینده دوم مربوط به کسانی است که شبیه جریان اول مشتاق توسعه مدرن ایران هستند. اینان قصد ندارند نظم فعلی حاکم بر جهان و روند توسعه طراحی شده و مشترک بین ملل متحد را به هم بزنند، بلکه دوست دارند در همین نظم فعلی، با پافشاری بر قوانین اسلامی(برخلاف جریان اول)، نحوی از حکومت اسلامی را ایجاد کنند که هم اسلامی باشد و هم به شدت قدرتمند و ثروتمند که شاید نماد امروزین آن چیزی برتر از عربستان و امارات و قطر با پروژه های فوق پیشرفته و سرمایه گذاری های غیرعادی در زمینه توسعه شهری، هوش مصنوعی، رباتیک و عرصه های دیگر باشد.
🔺اما آینده سوم؛ آینده‌ای است که به مانند دو نگاه قبلی به دنبال پیشرفت است، اما پیشرفت را متفاوت از توسعه به سبک اسناد و برنامه‌های سازمان های جهانی می داند. مانند تصویر دوم بر جریان یابی اجتماعی اسلام تاکید دارد اما برخلاف جریان دوم بر این باور است که نمی توان در نظم فعلی حاکم بر جهان، به آینده‌ای مستقل و با حفظ هویت ایرانی و هویت اسلامی رسید و اگر نظم فعلی و حاکمیت سازمان های بین المللی، برنامه های بین المللی و قوانین بین المللی به رهبری آمریکا و همراهان اصلی این کشور تغییر نکند، نمی توان حقیقتا یک کشور مستقل ایرانی و اسلامی ایجاد کرد و در بهترین حالت، می شود ژاپن و یا عربستان به عنوان اقماری از آمریکا در خاورمیانه یا شرق آسیا و خاور دور بود.
🔺همانگونه که بیان شد، این سه آینده، هر سه طرفدارانی در بین نخبگان و عموم مردم دارند و هر سه، بخشی از قدرت سیاسی و اقتصادی و اجتماعی ایران را در اختیار دارند و هیج یک نمی تواند به راحتی، دو جریان دیگر را از صحنه رقابت خارج کند.پس مشکل آنگونه که دکتر ظریف مطرح کردند در آروزی محال داشتن و واقع گرا نبودن نیست، بلکه در تفاوت در تصویر آینده است. دکتر ظریف، جایی بین تصویر اول و دوم قرار دارند و از آنجایی که ایشان ایستاده است، روشن است که آینده سوم که طرح انقلاب اسلامی و روح الله خمینی بوده است، آروزی دور از واقعیت و بی توجه به امکانات و توانایی جلوه می کند.در حالی که از منظر سوم که امام خمینی به وضعیت ایران و جهان اسلام و عرصه بین الملل نگاه می کردند، دو رویکرد قبلی و مخصوصا جریان دوم نشدنی و آرزوهای محال هستند. چون در تصویر اول و دوم از آینده، ایران در بهترین حالت در مدار دوم و یا سوم کشورهای توسعه یافته جای خواهد گرفت و امکان ندارد بتواند به جایگاه حقیقی خود به عنوان کشوری با توانمندی و تاریخ ویژه دست پیدا کند و باید به همین ریزه خواری سفره بزرگان جهان راضی باشد. البته بخشی از حامیان تصویر اول و دوم از آینده ایران، مشکلی با این قضیه ندارند و اصلا آن را اینگونه تحقیرآمیز نمی بینند و قرار گرفتن در جایگاه واقعی و پرهیز از زیاده گویی و زیاده خواهی درباره جایگاه ایران را راه حل اساسی تغییر وضعیت کشور می دانند.اما از منظر تصویر سوم که رهبران انقلاب و نظام جمهوری اسلامی بیان کرده اند، تنها با تغییر نظم سلطه جویانه فعلی در جهان است که امکان پیدایش قطب های جدید قدرت در جهان به وجود می آید و ایران می تواند جایگاه و رتبه خود را تغییر داده و تعیین کند. پس طرح انقلاب و امام برای ایران نه تنها محال و توهمی نیست، بلکه شاید تنها راه واقعی پیش روی ملت ایران است که به جایگاه حقیقی خود برسند.
🔺نشانه هایی برای توهمی نبودن آن تصویر از آینده ایران هم می تواند این باشد که امام خمینی با همین نگاه، نظم سیاسی حاکم بر کشور ایران را تغییر دادند و در آنجا هم هر کس به امکانات و واقعیت نهضت خمینی نگاه می کرد، احتمال تحول را در حد صفر می دانست. اما امام با تکیه بر عواملی که شاید دکتر ظریف به آنها به عنوان امکانات توجه ندارند، این انقلاب را بدون سلاح، بدون رسانه رسمی مدرن و بدون حمایت خارجی به سرانجام رساند و هشت سال دفاع از وطن را در یک فاصله غیرقابل تصور در زمینه امکانات و نیروی انسانی در برابر عراق به نتیجه رساند و قدرت منطقه ای ایران را گسترش داد.
🔺نکته آخر هم اینکه در متن دکتر ظریف، مفهوم دشمن غائب است و همه چیز به درون باز می گردد. یعنی آرزوهای محال برای یافتن قدرت برتر برای ایران، سبب چنین وضعیتی شده است و ایشان هیچ اشاره ای به طراحی ها و عملیات¬ های هر روزه دشمنان ایران برای تخریب این کشور نداشتند. در حالی که بر اساس تصویر سوم، ایران پس از انقلاب اسلامی وارد یک چالش جدی با برنامه ها و قوانین و سازمان های بین المللی در زمینه چگونگی اداره امور جامعه بر اساس شاخص ها و قواعد متفاوت در ایران با بقیه کشورهای حهان شده است. با انقلاب اسلامی جایگاه دین و معنویت در زندگی اجتماعی و در ساختار حاکمیت پررنگ شده و این برخلاف اصلی ترین رویه سیاست در جهان جدید است. پس به طور طبیعی ایران در محیطی بیرون مدارهای توسعه یافتگی به رهبری قدرت های جهان امروز قرار می گیرد و تا زمانی که ما بر این مسیر و آنها بر مسیر خود اصرار و پافشاری و اصرار دارند نمی توان تغییرات بنیادینی در روابط ایجاد کرد. مسئله ایجاد تغییرات بنیادین در نظم و تعادل فعلی در جهان است و اگر این عمق از مسئله انقلاب اسلامی ایران را درک نکنیم و یا آن را توهمی و تخیلی بدانیم و بنامیم، نمی شود انتظار داشت که در برنامه ریزی های بیست ساله و پنج ساله و سالانه و ماهانه و روزانه، بین کسانی که تصویرهای مختلفی از آینده دارند، اشتراک نظر جدی شکل بگیرد.