یادداشت اول انتخابات ۱۴۰۰ ایران
⭕ وضعیت عجیبی است. قرار است دو ماه دیگر، سرنوشت چهار یا هشت ساله کشور را به دست کسانی بسپاریم که هنوز آنها را نمی شناسیم.تا همین فروردین ماه، همه گزینههای احتمالی برای حضور در انتخابات ۱۴۰۰، در مصاحبهها اعلام میکنند که قصدی برای ورود به انتخابات ندارند!!!چرا؟هدف این افراد و جریانات چیست؟ آیا از ترس تخریب شدن توسط رقبا، همه دوست دارند در آخرین لحظات اعلام کنند؟ جالب است که حتی برخی در آخرین لحظات ثبتنام به وزارت کشور میروند!این رویه، انتخابات را هر چه بیشتر به انتخابی غیرعقلانی و هیجانی و مبتنی بر جو و موج تبدیل میکند.
⭕ وقتی شما گزینههای ریاست جمهوری را تا دو ماه قبل از انتخابات نمیشناسید، یعنی تیم او را اصلا نمیشناسید و از برنامهها و ایدههای آنها برای حل مسایل اساسی کشور تقریبا هیچچیزی نمیدانید و این روند نادرست است!از این بدتر، سكوت همه عقلا و نخبگان و رسانههاست که گویی کاری از دستشان در نسبت با اهل سیاست برنمیآید و یا راضی به این وضع هستند که هر دو مورد خوب نیست و نگرانکننده است! مردم و نخبگان در نسبت با امر سیاسی، ضعیف هستند و ناتوان. عرصه سیاست و سیاستمداران زمین بازی خود را دارند و بر اساس قواعد میان خودشان در حال پیشبرد وضعیت هستند اما ایران فقط امر سیاسی اقتصادی نیست. پس سهم نهاد علم و فرهنگ کجاست؟ مردم و بخش عمومی جامعه چگونه تاثیرگذار خواهند شد؟ بازی بخش خصوصی صاحب ثروت و قدرت در این میان چیست و چگونه است؟
⭕ اینکه سرنوشت کشور تنها در اختیار سیاست آمیخته به اقتصاد باشد و باقی همه در سکوت ناشی از ضعف یا همراهی باشند، جای گله و شکایت برای هیچکس باقی نمیگذارد و کسی حق ندارد یقه رییسجمهور یا کابینه را بگیرد؛ چون همگی ما در شکلگیری چنین وضعیت غیرمسئولانهای نسبت به برنامهریزی و حل مسائل اساسی کشور و تغییر و تحول حکمرانی در ایران مقصریم…
