در تیرماه 1398 تیم والیبال ایران به مرحله نهایی لیگ ملت‌های والیبال 2019 در آمریکا صعود کرد و جزء تیم‌های مرحله نهایی مسابقات جهانی قرار گرفت. هرچند این پیروزی‌ها غرورآفرین و امیدبخش بود و قلب ملت ایران از پیروزی‌های اخیر این تیم شاد و روشن شد، اما ورای این پیروزی‌ها نکاتی وجود دارد که سال‌های سال و به انداز چند قرن بر روح و ذهن ما ایرانیان مسلمان نشسته و رفتارهای ما را تحت تاثیر قرار داده است. این نکات در قالب جملاتی کاملاً آشنا برای ما ایرانیان بارها و بارها تکرار شده است و از کلاس‌های درس جامعه‌شناسی دانشگاه تهران تا مهمانی های خانوادگی و صف نانوایی و گفتگوهای درون تاکسی و مترو آنها را شنیده‌ایم.مهمترین جملات تکراری اینها هستند: ۱. ما ایرانی‌ها اصلاً نمی‌توانیم کار جمعی بکنیم.۲. ما ایرانی‌ها اصلاً نمی‌توانیم برنامه‌ریزی بلندمدت داشته باشیم.۳. ما ایرانی‌ها اصلاً نمی‌توانیم کاری را به طور مستمر دنبال کنیم و موفقیت هایمان همگی در اثر اتفاق و حادثه است.موفقیت‌های چند سال اخیر تیم ملی والیبال ایران و به ویژه درخشش فوق‌العاده این تیم در مسابقات اخیر نشان داد که این جملات که در اثر بی توجهی خود ما مردم ایران و یا با تحریک برخی عناصر داخلی و خارجی این ملت بارها و بارها تکرار شده و در ذهن و روح ما حک شده است صد در صدی و قطعی مطلق نیست و سرنوشت ما اینگونه نوشته نشده است. بلکه همین مورد تیم والیبال نشان داد که ما هم توانایی کار جمعی داریم، هم می‌توانیم برنامه‌ریزی بلندمدت داشته باشیم و هم می‌توانیم یک مسیر موفقیت را دنبال کنیم و حضور در بین بهترین تیم‌های والیبال جهان را تکرار کنیم.پس باید به این قبیل جملات ناامیدکننده که در ذهن ما ایرانیان مسلمان کاشته‌اند شک کنیم و درباره هر آنچه به ما نسبت می‌دهند تا ما را ضعیف و ترسو و ناتوان جلوه دهند با تردید نگاه کنیم.این ملت چه در سنت ایرانی خود که بیش از سه هزار سال قدمت دارد و علی رغم نادرستیها و کژیها دارای نشانه‌های یکتاپرستی بوده و پس از اسلام هم که از پیشروان تمدن و فرهنگ بوده است، دارای تصویری باشکوه از گذشته و آینده خود بوده است و این آینده محقق خواهد شد و دست‌یافتنی است و هر آنچه سد راه این ملت در رسیدن به جایگاه والا در جهان باشد و احساس ناامیدی تزریق کند را باید از خود دور کند و سرشار از امید و شوق به آینده‌ای روشن و زیبا باشد.