در طول چند هفته گذشته(در تیرماه 1398) حوادثی به وقع پیوست که دوباره سطح تنش میان ایران و غرب و به ویژه آمریکا را بالا برد. موج تنش از انفجار در بندر الفجیره امارات شروع شد و به انفجار دو نفتکش در دریای عمان رسید و درست زمانی که آمریکا تلاش میکرد تا ایران را مسئول این حادثه قلمداد کند، ایران موفق شد پهباد آمریکا را سرنگون کند. در این بین اولتیماتومهای ایران برای خروج از تعهدات برجام هم در حال طی شدن بود و انگلستان برای ایجاد فشار بر ایران، نفتکش ایران را توقیف کرد و در سویی دیگر، با تصویب یک قانون، نیروی حشدالشعبی عراق در ساختار نیروهای نظامی عراق هضم شد تا ضربه ای به قدرت منطقهای ایران وارد شود و از قدرت قابل توجه جمهوری اسلامی کاسته شود اما اقدام متقابل ایران و توقیف نفتکش انگلستان در خلیج فارس، دوباره بازی قدرت، جنگ ارادهها و کشاکش میان ایران و غرب را وارد مرحله ای تازه کرد.
🔺اما مساله این یادداشت اصلاً بررسی موج اخیر تنشهای میان ایران و غرب نیست. بلکه بررسی وضعیت ایران پس از انقلاب از فاصلهای بیشتر و در بازه زمانی دور و درازتر است.نقشههای آیندهنگاری متعددی تاکنون درباره آینده جهان ترسیم و از سوی موسسات آینده پژوهشی منتشر شده است. برخی موارد در این نقشهها هم پوشانی دارد و گویی اجماع نظر درباره آنها وجود دارد. به عنوان مثال رشد خیره کننده فناوریهای اطلاعاتی ارتباطی به همراه توسعه قلمروی هوش مصنوعی و یادگیری ماشین از جمله این موارد است.این نقشهها تلاش میکنند تا تصویری از آینده اقتصاد، سیاست، بهداشت، جمعیت و بسیاری موارد دیگر را پیش روی ما قرار دهند. اما در هیچکدام از این نقشهها، سخنی از گسترش انقلاب اسلامی که از ایران آغاز شده وجود ندارد. در هیچکدام از نقشههای حاضر، درباره بروز نشانههای تمدن نوین اسلامی سخنی بیان نشده است. این درحالی است که رهبر معظم انقلاب بارها و بارها به تحقق وعده الهی درباره تمدن نوین اسلامی اشاره داشته و در مواردی جزیی، زمان این شکوفایی تمدنی را 50 سال آینده دانستهاند. در سند پایه الگوی پیشرفت هم که سندی برای 50 سال آینده ایران است و در مهرماه 1397 منتشر شد این مساله به چشم میخورد. در بیانیه گام دوم هم که رهبری نظام در بهمن سال 1397 توسط رهبری منتشر شد باز دستیابی به تمدن نوین اسلامی در گام دوم چهل ساله انقلاب آمده است!حال مساله اصلی این است که کدام تصویر آینده درست است و تحقق خواهد یافت؟
🔺در برخی از متون، اسناد و حتی آراء نخبگان و سیاستمداران شاهد بروز پدیده خدا و خرما هستیم. یعنی هم می خواهند که ما در جهان با وضعیت کنونی آن جزء ده کشور برتر باشیم و اقتصادمان جزء بیست اقتصاد برتر و خلاصه بر اساس شاخص توسعه جهانی، سازمانهای جهانی ما را خوب ارزیابی کند، از سویی دیگر به تمدن نوین اسلامی و حیات طیبه و الگوی زیست اسلامی ایرانی هم رسیده باشیم.خب در ظاهر امر، این تصویر، زیبا و مطلوب و دوستداشتنی به نظر میرسد و ممکن است گفته شود که چه اشکالی دارد که ما هم به تمدن نوین اسلامی برسیم و هم جزء کشورهای پیشرفته جهان باشیم؟پاسخ این است که هیچ اشکالی ندارد اما به نظر میرسد که طلب محال است. چرا؟ به دلیل اینکه برخی از شاخصهای مطلوب ترسیم شده در انقلاب اسلامی و برخی مفاهیم آن در تضاد کامل با مفاهیم و شاخصهای توسعه جهانی قرار دارد. به عنوان مثال، دفاع از باورهای اسلامی و کشورهای اسلامی جزء خطوط قرمز و اصلی تمدن نوین اسلامی است و یکپارچگی امت اسلامی و دفاع از این هویت در برابر دشمنان ضروری و قطعی است، اما همین یک مولفه کافی است تا نشان دهد که چقدر تصویر ما از تمدن نوین اسلامی، به دور از نظم کنونی جهان است.چطور می خواهیم در نظم کنونی جهان، به دنبال غایتی تا این حد متفاوت باشیم؟
🔺بالاخره زمان سپری خواهد شد و ما هر روز در حال حرکت به سمت 50 سال آینده هستیم. غرب روندنگاریهای متعدد انجام داده و آینده را هدفگذاری و نقطهگذاری و توصیف کرده است و مسیر تحقق این نقاط و اهداف را نیز به صورت تخمینی بیان کرده است. یا این آینده محقق خواهد شد که در آن صورت، خبری از تمدن نوین اسلامی نخواهد بود و شاهد بسط بی حد و حصر فناوری های نوین ارتباطی و ذخیره داده در جو زمین و کدگذاری تمام کالاها در جهان با کد یونیک و تغییر کامل ساختار خانواده انسانی و هزاران تغییر ریز و درشت دیگر خواهیم بود و یا صورتی دیگر از جهان در آینده رقم خواهد خورد.اگر باور داریم صورتی دیگر رقم خواهد خورد، این صورت دیگر چیست و چگونه و بر اساس طی شدن کدام روند یا وقوع کدام حادثه پدیدار خواهد شد؟ نقش ما در زمان و مکان کنونی برای تحقق آن چیست؟ گذشته در وضعیت کنونی ما به نحو انحلال حضور دارد و آینده در وضعیت کنونی ما به نحو تعلق! به عبارت دیگر، تاریخ موثر، در امروز ما وجود دارد
و تاثیرگذار است و گریزی از عبور و نادیده گرفتن گذشته نیست و ما قطعاً با ظرفیتی که در گذشته خود داشتهایم به سمت آینده خواهیم رفت و آینده به نحو گرایش و غایتی که به سوی آن در حرکت هستیم در امروز و این لحظه ما موثر است. یعنی ما در میدان جاذبه و تاثیر گذشته و آینده قرار داریم و حال و اکنون چیزی جز کشاکش این دو نیست. آینده تمدن نوین اسلامی غایت جامعه امروز ایران اسلامی است؟ آیا ما در حال تمهید و فراهم کردن مقدمات و حرکت به سمت چنین غایتی هستیم؟ اینها برخی از چالشهای انقلاب اسلامی و آینده پژوهشی است که باورمندان به انقلاب را گریزی از مواجهه با آنها نیست و اگر ما به سمت این مسائل نرویم، آنها وجود دارند و عمل میکنند و واقعیت را تغییر خواهند داد.
