از ویدئوی مرگ ندا آقاسلطان تا مهسا امینی

یکی از عوامل مهم و موثر در وقایع سال ۱۴۰۱ و شبه‌جنبشی که با شعار زن، زندگی و آزادی شکل گرفت، پدیده فراواقعیت بود که توسط رسانه‌شبکه(انسانی) به روایتی قابل پذیرش برای عموم تبدیل شد.

در ایجاد فراواقعیت؛ ویدئوهای کوتاه، اصلی‌ترین نقش را داشتند و بعد از آن متن‌های کوتاه برای توضیح ویدئوها موثر واقع شدند!
این پدیده در سال ۸۸ برای اولین بار در جامعه ما بروز کرد و با ویدئوی لحظه کشته شدن ندا آقاسلطان، آشوب‌های سال ۱۳۸۸ وارد فاز جدیدی شد. ویدئویی که بسیاری معتقدند به دلایل و شواهد متعدد، طراحی و ساخته شد و دختری بی‌گناه در جریان آن پروژه کشته شد تا خونش، آتش آشوب را شعله‌ور کند.

حالا که چندین ماه از وقایع مهر ۱۴۰۱ فاصله گرفتیم و از هیجان آن روزها کاسته شده، می‌شود خاطرات مان را با آرامش بیشتری مرور کنیم و بارها بپرسیم که واقعا چه اتفاقی افتاد؟

اغلب ما در پاسخ به این سوال که چه اتفاقی افتاد؟ یک خط داستان داریم که از تعدادی ویدئو در کنار هم خلق شده است.
اگر یادتان باشد ویدئوی اول روز سه‌شنبه ۲۸ تیرماه ذهن همه را درگیر کرد. مادری که نگران دختر مریضش بود و جلوی ون گشت ارشاد ایستاده بود. بعد ویدئوی یک فرد روحانی که در واگن قسمت زنان مترو نشسته بود و به شکلی وقیحانه تذکر حجاب به خانمی که معترض حضور ایشان در قسمت زنان بود، می‌داد و چند ویدئوی دیگر تا ویدئوی مهم مهسا در مرکز مقر پلیس در خیابان وزرای تهران!

باز بعد از آن هم ویدئوها بودند که ذهینت‌ساز شدند، مثل ویدئویی که رامبد جوان از هل دادن دختر خانمی که گوشه پارکی نشسته بود توسط نیروی انتظامی منشتر کرد که دختر با صورت زمین می‌خورد و خون هر مخاطبی را به جوش می‌آورد. یا ویدئوی کتک زدن با باتوم یک خانم توسط لباس شخصی با هیکل درشت در گوشه یک دیوار و جلوی چشم ده‌ها مامور یگان ویژه!

خلاصه اینکه داستان ذهنی اغلب ما تقریباً تعدادی ویدئوست که کنار هم چیده‌ایم. مثلاً برای طرفداران انقلاب و نظام، همه چیز با ویدیوی آتش زدن مامور پلیس عوض شد و همه چیز برای آنها تغییر کرد و یا ویدئوی کشیدن چادر از سر زن میانسال توسط چند مرد مخالف نظام و حجاب. در نهایت هم ویدیوی شهادت عجیب آرمان علی وردی و روح‌الله عجمیان همه چیز را دگرگون کرد.

پس ویدیوها مهم هستند، چون در ترکیب با متن و صوت های توضیحی، روایت غالب را می‌سازند و مشخص نیست چقدر این روایت با واقعیت تطابق دارد. اما مهم این است که ذهن‌ها این خط روایت‌ها را می‌پذیرند و بر اساس آن رفتار می‌کنند!

حالا و با نزدیک شدن به شهریور و سالگرد وقایع سال گذشته‌، باز شاهد یک خط روایت جدید هستیم که باز با تعدادی ویدئو در حال شکل‌گیری است.ویدئو‌ها دو دسته هستند. دسته اول درباره مردم است و دسته دوم درباره حاکمیت.‌

ویدئوهای درباره مردم در حال نشان‌دادن این است که مردم به جان هم افتاده‌اند و حتی اینکه کدام طرف حق و کدام طرف ناحق است هم دیگر مهم نیست. مهم این است که مردم در حال درگیری و دریدن یکدیگر در مسئله حجاب هستند (مثل ویدئوی زنی که با لباس خاص جلوی موکب با یک آقا درگیر شد و یا ویدئوی کتک زدن زن چادری در نارنجستان شیراز)

ویدئوهای مربوط به حاکمیت هم قصد دارد حجم دو رویی و بی‌خیالی حاکمیت نسبت به این احوالات مردم و مشغول بودن به رفتارهای پلید مسئولین را نشان بدهد که مهم‌ترین آن ویدئوی مدیرکل ارشاد گیلان و ویدیوی چت‌های مسئول ستاد امر به معروف گیلان است که در نوع خود خاص و عجیب بوده‌اند. زمان ویدیوها مربوط به الان نیست و یکی از ویدئوها قطعا مربوط به ده ماه پیش است اما الان منتشر می‌شود تا در کنار ویدیوهای دیگر کارکرد ویژه داشته باشد.

کلام آخر؛ از ترکیب این موارد، خطی که ذهنیت ما را شکل می‌دهد این است که مردم ایران آگاه باشید، با حجاب و بی‌حجاب و انقلابی و برانداز، همگی سر کار هستید و در شرایطی که بابت مسئله‌ پوشش و حجاب وحشیانه به هم حمله می‌کنید، مسئولان نظام در حال امور دیگری هستند که به هیچ شکلی قابل توجیه نیست!

این خط روایت در شرایطی در حال شکل‌گیری است که اوضاع ایران به لحاظ داخلی در سال جدید کمی بهبود یافته و روابط منطقه‌ای و بین‌المللی دولت ایران متفاوت شده و به عبارت دیگر اوضاع حداقل در شرایط بحرانی رو به زوال نیست. اما این خط روایت‌ها همگی در پروژه بزرگ «یاس اجتماعی ایرانیان» جای می‌گیرد که از حوالی سال ۱۳۷۰ و پس از شکست در جنگ نظامی تمام عیار علیه ملت ایران باجدیت شروع شده و همچنان ادامه دارد. بعداً درباره آن صحبت خواهیم کرد.