به بهانه چالش میان جبراییلی و مروی!

این چند روز اخیر در کنار ده‌ ها خبر در جامعه ایران، دعوای جمعی از اهالی سیاستگذاری و اقتصاد با هم جالب توجه بود.خود دعوا و حرف های طرفین موضوع این یادداشت نیست، بلکه یک مسئله در این دعوا مطرح شد که می خواهیم به آن بپردازیم.

🔻در این دعوا بحث داشتن یا نداشتن دانش اقتصاد به نحو آکادمیک از سوی مخالفان سید یاسر جبراییلی مطرح شد و افرادی مانند صادق الحسینی، پوریا بختیاری و حتی به میزان رقیق، مجید شاکری در کنار علی مروی بر این نکته تاکید کردند که دانش اقتصادی مهم است.

🔻قصد مخالفت با این نکته تیم مخالفان جبراییلی، قلی زاده و …را ندارم، بلکه نکته اینجاست که آیا واقعا دوای درد اقتصاد ما در گرو داشتن و یا نداشتن دانش آکادمیک اقتصاد است؟

🔻برای بررسی این مهم، خوب است مروری بر لیست مهم‌ترین اقتصاددانان غیرجوان ایرانی داشته باشیم.یک لیست ۱۵ نفره داریم که سر لیست آنها که همگی هم خارج زندگی می کنند، پرفسور هاشم پسران است. ایشان استاد تمام بازنشسته کمبریج و استاد مدعو هاروارد است و تقریباً افتخاری به لحاظ آکادمیک غیر از نوبل نیست که کسب نکرده باشند!۱۴ نفر ایرانی دیگر هم تحصیلات آکادمیک فوق العاده دارند و همگی در بیرون از ایران فعالیت دارند و درباره اقتصاد ایران هم می نویسند و هم سخنرانی دارند.لیست کامل را اینجا ببینید: محمد هاشم پسران، محسن بهمنی اسکویی، نوریل روبینی، هما کاتوزیان، جواد صالحی اصفهانی، سهراب بهداد، هوشنگ امیراحمدی، هادی صالحی اصفهانی، کامران مؤید دادخواه، مسعود کارشناس، احمد سیف، فرهاد نعمانی، حسن حکیمیان، حمید زنگنه، فرهاد نوربخش

🔻لیست دیگر هم لیستی ۳۰ نفره از اساتید است که همگی داخل ایران هستند و سرلیست هم دکتر طیب نیا، استاد مشهور دانشگاه تهران و وزیر اقتصاد و دارایی دولت یازدهم است. بعد از ایشان، احمد توکلی و نهاوندیان و غنی نژاد و مشایخی و …قرار دارند تا الی آخر!

🔻خب حالا به سوال اصلی برگردیم، چرا با وجود این لیست ۴۵ نفره از اساتید برجسته که در دانشگاه‌های خارج و داخل ایران تدریس و پژوهش دارند، نمی توانیم نسخه‌ ای برای بهبود اقتصاد ایران بیابیم؟ چرا این دانش آکادمیک، گره گشایی نمی کند؟

🔻لطفاً به ۱۵ دقیقه سخنرانی پروفسور هاشم پسران برای اعضای اتاق بازرگانی تهران در زمان دولت آقای روحانی گوش دهید. (لینک در انتهای یادداشت است)سخنرانی در زمانی انجام شده که پروفسور مانند برخی دیگر از سیاستمداران منتظر بودند تا سه ماه آینده تحریم های ایران برداشته شود و مطالبات ایران توسط آمریکا آزاد شود!

🔻لطفاً با دقت گوش کنید و ببینید آیا حرف جدیدی می شنوید؟ این سخنرانی توسط مهمترین و برجسته ترین اقتصاددان ایرانی برای تخصصی ترین جمع از فعالان اقتصادی ایران انجام شده است. پس باید پر از نکته و حرف‌های مهم و دقیق باشد. اما بعد از گوش دادن حرفها می‌بینید تقریباً آنچه بیان شد را بارها شنیده‌اید و هیچ حرف خاص و جدیدی بیان نمی‌شود!لیست ۱۵ نفره را روزنامه شرق منتشر کرده است و لیست ۳۰ نفره نیز کاری از اقتصادآنلاین است پس خیلی تردیدی در صحت اطلاعات نیست. پس مشکل کجاست؟

🔻شاید از سن این ۴۵ نفر گذشته است که نمی توانند مشکل را حل کنند و جهان امروز پیچیده شده و راه حل های این ۴۵ نفر کارکرد لازم را ندارد.
حالا به سراغ جوانها برویم.دو گروه صاحب نظر اقتصادی نسبتاً جوان در کشور وجود دارند که هر دو در سه چهار سال اخیر، به رییس جمهور وقت یعنی آقای روحانی نامه نوشتند. یک نامه با امضای چهل نفر بود که سرلیست آنها دکتر مدنی زاده مدیر گروه فعلی اقتصاد و مدیریت دانشگاه شریف بود و آقای مروی و دیگر دوستان هم امضای کننده این نامه به آقای روحانی بودند.
در آن نامه، به زعم نویسندگانش راه های نجات یا بهبود اقتصاد کشور بیان شده بود.

🔻نامه بعدی توسط جمعی اقتصاددان جوان نوشته و امضا شد که اغلب در ایران درس خوانده بودند و سرلیست آن جماعت دوم، دکتر خاندوزی، وزیر فعلی اقتصاد و دارایی کشور بوداین عزیزان هم مثل لیست ۴۰ نفره جوانان قبلی که اغلب در دانشگاه های خوب اروپا و آمریکا درس خوانده بودند تصوراشان این بود که با این دستورالعمل ها می شود دولت روحانی را نجات داد.
گروه دوم هم وضعیتی مشابه دارند و آنها هم طی یک نامه اشکالات دولت را گوشزد و مدعی ارائه راه حل شده بودند. در لیست جوانان تحصیل کرده داخلی نام افرادی از جریان عدالت‌خواه و نماینده فعلی مجلس هم بود.

⭕️ پس باز مشکل تحصیل آکادمیک در بهترین دانشگاه های دنیا نیست چون ما این مسیر را از هاشم پسران در دهه ۷۰ میلادی تا الان با مدنی زاده در دهه دوم قرن بیست و یکم تجربه کرده ایم. دیگر مدارجی بالاتر آنچه این دوستان کسب کرده اند وجود ندارد. پس چرا مشکل حل نمی شود؟چرا حرف خاص تغییردهنده و پیش‌برنده ای نیست؟پس چرا گمان می کنیم که باز اگر به اروپا و آمریکا

🔻برویم ممکن است به نسخه درمان اقتصاد ایران برسیم؟کاری که از دو قرن قبل شروع کردیم و هنوز بعد از دویست سال به آن امیدواریم!

چرا توصیه های این اقتصادادنان کار نمی کند؟آیا مشکل در اجراست که حرف‌ها تاثیر مشخصی بر بهبود اقتصاد ایران نداشته است؟ آیا تقصیر اقتصادادنان نیست و باید یقه سیاستگذاران و مجریان را گرفت؟اگر این هم باشد پس مشکل اصلی ما در دانش آکادمیک نیست!پس یا آموزه‌های دانشی و مطالب آکادمیک، چندان قابل اتکا و موثر و دارای کارآمدی نیستند و یا مشکل فقط در محتوا و داشتن حرف خوب نیست و امور دیگری نیز در تغییر و بهبود اوضاع موثر است. در هد صورت و با این اوصاف باید گفت که:چرا بر پیمودن راه هایی که بارها تجربه کردیم اصرار داریم؟ شاید ما راه دیگری را باید طی کنیم…  پایان


https://www.aparat.com/v/HAWeB/سخنرانی پروفسور محمد هاشم پسران در اتاق تهران
نامه‌های هر دو گروه از جوانان اقتصاد دان که خطاب به آقای روحانی نوشته بودند با جستجو در اینترنت قابل دستیابی است