از انتصاب پیمان جبلی به عنوان ریاست سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، بیش از دو سال میگذرد. او و تیم جدید صدا و سیما که از ۷ مهرماه ۱۴۰۰، مدیریت سازمان را به دست گرفتند، با فشار سنگینی کار خود را آغاز کردند.تصور اولیه این بود که تیم جدید آمدهاند تا همه را تار و مار کنند و با روحیه عدالتخواهانهای که از ترکیب جلیلی جبلی انتظار میرفت، جنبشی به راه بیندازند و جلوی حیف و میلهای تهیهکنندگان و برنامهسازان و لابیگران چسبیده به سازمان را بگیرند.
همانطور که همگی میدانیم، هر تغییر مدیریتی به طور طبیعی باعث ایجاد سکته و وقفه در کارهای هر سازمانی خواهد شد؛ اما این توقف در تولیدات و کارها برای جبلی جلیلی، معنای دیگری به خود گرفت و منتقدان با صدای بلندتری فریاد زدند که این گروه خشن، فقط به دنبال بستن و تعطیل کردن و اخراج کردن و دور انداختن هستند و اصلا سلیقه مردم برای آنها مهم نیست و حداقل جذابیتی را که تلویزیون به واسطه عصر جدید احسان علیخانی و خندوانه رامبد جوان و دورهمی مهران مدیری و …به دست آورده بود را نیز نابود خواهند کرد و دوباره برنامههای شبکههای فارسی زبان و غیر فارسی که در خارج از کشور تولید میشوند به ردیف اول مصرف جامعه ایرانی تبدیل خواهند شد.
درست یکسال بعد از شروع به کار این تیم، حوادث مرتبط با شبه جنبش زن، زندگی، آزادی رخ داد و کار برای مدیران جدید سازمان سختتر و فضای جامعه هم سنگینتر از قبل شد و کمتر کسی حاضر بود در ماههای اولیه پس از مهر ۱۴۰۱ در برنامههای صدا و سیما حاضر شود و خلاصه صدا و سیما، بیرمقتر از سال قبل شد و این زمزمه در میان خواص و طبقه متوسط جامعه ایران پیچید که صدا و سیما فقط برای عدهای حزباللهی برنامه میسازد و کاری به باقی ملت ایران ندارد.
درباره دو سال گذشته صدا و سیما میتوان نقدهای بیشتری بیان کرد و با برخی از مواردی که تا اینجا بیان شد همراهی کرد و شواهدی برای آنها مطرح کرد و یا اینکه میتوان به موارد مثبت دوران جدید صدا و سیما مانند توجه ویژه به مردمان ساکن شهرهای کوچک و روستاها و آیین و رسوم آنها به جای توجه دائمی به تهرانیها و کلانشهرنشینها اشاره کرد؛ اما در این یادداشت فقط قصد داریم به مورد خاص یلدای ۱۴۰۲ بپردازیم.
برنامه یلدای ۱۴۰۲ که سه شب متوالی از شبکه سه پخش شد، موردی متفاوت بود. اتفاقاتی در آن رخ داد که شاید کمتر از این تیم انتظار میرفت و اساساً در صدا و سیما کم سابقه بود و اینها شاید نشانهای از رویکردهای جدید سازمان باشد.
حسن ریوندی به صدا و سیما آمد و شوخیهایی کرد که با خط قرمزهای گذشته سازمان فاصله داشت. ترکیبی متفاوت و بسیار پرحجم از خوانندگان سنتی و پاپ، ترانههای خاطرهانگیزی را اجرا کردند. از محمد معتمدی و سالار عقیلی تا فرزاد فرخ و راغب!حتی چهرههایی مانند گرشا رضایی و حامد همایون و امید حاجیلی هم که کمتر به صدا و سیما میآمدند در یلدا برگشتند. اغلب گمان میکردند که چهرهای مثل حامد همایون که بر مزار هایده در لسانجلس رفته بود، هرگز پایش دیگر به صداو سیمای جمهوری اسلامی ایران نمیرسد، اما او هم اجرا کرد.بازیگران مرد و زن و ورزشکاران و افراد مختلف و متنوعی دعوت شدند و ساعاتی گرم و صمیمی با شوخیهای خودمانی و شبیه اغلب مردم ایران را در کنار آنها گذراندند.
اما مهمتر از این موارد این بود که دو اتفاق که در چند وقت اخیر در شبکههای اجتماعی و به ویژه اینستاگرام پربازدید شده بود را به برنامه شب یلدا آوردند. اولین مورد پسری اردبیلی بود که تکه کلام «واگعیه یا کیکه؟» از او بسیار تکرار شد و دومین مورد هم تکرار همان قطعهای بود که صادق بوقی، از لیدرهای تیم ملوان بندرانزلی در بازار ماهی فروشان رشت خواند و رقصید و جنجال به پا شد و چند روزی پربازدیدترین اتفاق فضای مجازی ایران بود و موجی از ریمیکس و رقص شمالی را در فجازی به راه انداخت.
صدا و سیما معمولا در مورد حوادث پربازدید فضای مجازی، در سکوت محض بود و انگار کاری به احوالات مردم ایران و آنچه در واقعیت زندگی آنها جاری است نداشت. اما در برنامه یلدای ۱۴۰۲، حداقل سه بار به سبک صادق بوقی، مجری و مهمانان دست زدند و خندیدند و اتفاق نگرانکنندهای هم رخ نداد.
امید است که آنچه در یلدای ۱۴۰۲ رخ داد، یک اتفاق نادر نباشد و هم صدا و سیما این مسیر را ادامه دهد و هم منتقدان و ناظران کمی فرصت دهند تا صدا و سیما پس از حوادث سنگین سال ۱۴۰۱، دوباره برگردد و این بازگشت، بازگشت قابل توجهی است. چون دیگر هر آنکه قصد داشت قهر کند و با جمهوری اسلامی ایران کار نکند، تصمیمش را گرفته است و آنهایی که هستند، دیگر هستند و نیازی نیست سازمان به طور دائم نگران قهر و طعنه و زیرمیز زدن هنرمندان باشد و آنها هم میتوانند با فضای بازتری فعالیت کنند و مردم هم فاصله کمتری میان خود و صدا و سیما به مرور حس کنند. البته از حادثه یلدای ۱۴۰۲ تا چنین شرایطی مطلوبی که بیان شد، فاصله بسیار است، اما این یلدا میتواند شروعی امیدوار کننده باشد و ایران عزیز و آیین و رسوم زیبای آن محور وحدت و انسجام اجتماعی آسیبدیده ملت ایران شود.
