یادداشتی به بهانه پخش آخرین قسمت سریال بازپرس از شبکه یک سیما

سریال خوش ساخت بازپرس در شهریور ۱۴۰۲ به پایان رسید. خیلی مهم بود که قسمت آخر چگونه جمع خواهد شد. از ابتدای پخش سریال انتخاب فرهاد قائمیان به عنوان بازپرس ارشد و مهمی در قوه قضاییه جالب بود. چون قائمیان بازیگر نقش آیت الله مشکاتیان در فیلم مصلحت هم بود که در همین سال ۱۴۰۲ بعد از چند سال توقیف، اکران شد.فیلمی متفاوت که با حمایت حوزه هنری انقلاب اسلامی ساخته شد و موافقین و مخالفین جدی داشت.مشکاتیان در فلیم مصلحت از یاران شهید بهشتی و دادستان قوه قضاییه است و درگیر موقعیتی می شود که خودش به عنوان دادستان، باید هزینه از خود و خانواده‌اش برای برقراری عدالت پرداخت کند و در این موقعیت قرار می گیرد که آیا پای عدالت بایستد و یا به بهانه هایی که اطرافیان در گوشش زمزمه می کنند، مانند حفظ نظام و جلوگیری از ناامید نشدن مردم و پررو نشدن احزاب و گروه های مخالف نظام، از عدالت چشم پوشی کند!

درباره فیلم مصلحت در آن زمانی که اکران شد قصد داشتم یادداشتی با این تیتر بنویسم که: فیلم مصلحت به مصلحت نظام نبود! اصلی ترین نقد هم به فیلم مصلحت، ساخته حسین دارابی و به تهیه کنندگی محمدرضا شفاه این بود که با ساخت فیلم مصلحت و شخصیت پردازی حاج آقا مشکاتیان، در ذهن مخاطب امروز چه تصویری از امروز نظام شکل می گیرد؟ آیا مخاطب دچار این مسئله نمی شود که دهه شصت یک فانتزی برای انقلابیون بود و امروز خبری از فانتزی عدالتخواهی بی قید و شرط دهه شصت وجود ندارد و آن تصویر رویایی با شهادت امثال شهید بهشتی به فراموشی سپرده شد؟ و یا بدتر اینکه مخاطب در ذهن خودش امروز را قضاوت کند و به این نتیجه برسد که اگر امروز نظام به دنبال اجرای عدالت و رفع تبعیض و برخورد با فساد و رشوه و اختلاس نیست، به این دلیل است که یا نمی داند و یا می داند و نمی تواند و باز مردم ایران امروز، حسرت حاج آقای مشکاتیان را بخورند و با خود بگویند که ما برای اجرای عدالت به این نظام رای آری دادیم و نه این وضعیت که آقازاده ها و دامادها و عروس ها و برادرها و خواهرها و …هر کدام یک طرف سفره انقلاب را جارو کنند!

حالا با اثر دیگری با عنوان سریال بازپرس مواجه هستیم که نقاط ارتباطی با فیلم مصلحت دارد. فرهاد قائمیان که در فیلم مصلحت، نقش حاج آقای مشکاتیان را بر عهده داشت و پای اجرای عدالت ایستاد و پسر خودش را هم به چوبه دار سپرد، در سریال بازپرس، نقش حامد سعادت را بازی کرد که این بار با اینکه دچار لغزش شد و خطا کرد، اما در نهایت مثل آیت الله مشکاتیان پای عدالت ایستاد و از خودش و دخترش گذشت و هزینه داد. نقطه دیگری که باعث می شد ذهن بین فیلم مصلحت و سریال بازپرس نسبت برقرار کند، گفتگوی پایانی صدرا با بازی فوق العاده محسن قصابیان در قسمت آخر با حاج آقا رضوان بود. گفتگویی که به گفتگوهای فیلم مصلحت نزدیک بود و مسئله اصلی این بود که اگر پای عدالت بایستیم و با مفسدین دانه درشت که بخش مهمی از آنها از مرتبطین با نظام و مسئولین سابق و اقوام آنها هستند برخورد کنیم، مردم از نظام ناامید می شوند و می گویند که این سیستم سرتاپا فاسد است و یا اینکه برعکس خواهد شد و مردم به خاطر اجرای عدالت بی قید و شرط و بدون مصلحت سنجی‌های محافظه‌ کارانه، امیدوار می شوند؟!این سوال مهم و تعیین کننده ای پیش روی نظام است.

صدرا در سریال بازپرس، سوال حاج آقای مشکاتیان در فیلم مصلحت را از سال ۱۳۶۰ به سال ۱۴۰۰ می آورد و دوباره می پرسد و البته بی پاسخ نمی گذارد.چون در لحظات پایانی سریال، به صدرا اطلاع می دهند که از ریاست قوه قضاییه کسب تکلیف شده و ایشان گفته اند که با مفسدین اقتصادی اصلا مماشات نکنید. همین باعث می شود که صدرا با یاران خود در دو دستگاه امنیتی کشور یعنی وزارت اطلاعات و سازمان اطلاعات سپاه، یک تیم را شکل دهند و به جنگ دانه درشت ها بروند!

محتوایی مانند آنچه در این قسمت پایانی سریال بازپرس به نمایش در آمد، در سه دهه گذشته، کمتر در تلویزیون ایران بیان شد و اینگونه حرفها کم گفته شده است و آقایان جبلی و جلیلی را از این بابت باید تحسین کرد. به ویژه اینکه در هنگام پخش تیتراژ پایانی، مشخص شد که آقای اژه ای هم در جریان ساخت سریال بازپرس بوده اند و همین باعث می شود که ذهن مخاطب با قسمت پایانی گره بخورد و باور کند که واقعا ریاست قوه قضاییه در جریان کارهای بازپرس صدرا حسینی بوده و قرار است در ادامه این مبارزه بزرگ از او حمایت کند!

اما مسئله این است که وقتی حرفی زده شده می شود و وعده ای داده می شود، مخاطب منتظر پاسخ است. با پایان سریال بازپرس و گره زدن سریال با واقعیت، انگار واقعا آقای اژه ای به مردم این پیام را منتقل کردند که قرار نیست با دانه درشت ها مماشات کنند. در همین یکی دو روز قبل هم تصاویری از دو مجرم بزرگ که بخشی از داستان سریال بازپرس مربوط به آنها بود منتشر شد و مردم مطمئن شدند که حسین هدایتی و محمد امامی در زندان هستند و همه اینها نشان از رشد هوش رسانه ای در بخش هایی از نظام را دارد؛ اما همچنان چالش اصلی این است که وقتی اینطور وعده صریح و شعار تیز می دهیم که قرار نیست با دانه درشت های مفسد اقتصادی مماشات کنیم، فشار را روی خودمان بیشتر کرده ایم و اگر عمل ما متناسب با این وعده و شعار باشد که خوب اعتمادها به شکل تصاعدی نسبت به اجرای عدالت و رفع تبعیض رشد خواهد کرد! اما اگر مردم هیچ تغییر معناداری در رفتار قوه قضاییه و دستگاه های امنیتی و نظارتی کشور نبینند، احساس تحقیر و حماقت به آنها دست می دهد. احساس می کنند که شما در صفحه تلویزیون آنها را مسخره کرده اید و در حالی که در دنیای واقعی همچنان دانه درشت ها قلدری می کنند و در سطح کشور جولان می دهند و بچه ها و داماد و عروس هایشان لفت و لیس می کنند، شما به آنها بازپرس های دلسوز قالب می کنید و برایشان داستان های تخیلی درباره اجرای عدالت و مبارزه با مفسدین اقتصادی تعریف می کنید. پس باید یا نگوییم و نسازیم و یا اگر رفقای اوج و حوزه هنری و صدا و سیما و… دست به دوربین می شوند، حتما به سفارش دهندگان عزیز این خطر را هم گوشزد کنند.

البته ما امیدواریم و تردید نداریم که همکاری سه قوه با هم و شکل گرفتن سه ضلعی قوه قضاییه، وزارت اطلاعات و سازمان اطلاعات سپاه در برخورد جدی با باندهای فساد و رشوه و اختلاس و… می تواند در بازه زمانی کوتاه مدت، تغییرات جدی در وضعیت اداره امور و معیشت و رفاه مردم ایجاد کند و گره‌های ظاهراً بزرگ و کور مشکلات کشور را در زمان نه چندان زیادی باز کند و امید به آینده ایران را بیشتر و بیشتر کند…